ساده لوحی و اعتماد بیش از حد زوج جوان کار دستشان داد/ لزوم پرهیز از اطمینان و اعتماد غیر معقول

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار گروه حقوقی و قضایی خبرگزاری میزان، در خاطرات دکتر حسن بابایی، مستشار دادگاه تجدیدنظر استان تهران می خوانیم: حتما شنیدید که میگن فلانی به شیطان هم درس میده اینکه این عبارت چه فلسفه ای دارد و چه چیزی را می خواهد ثابت کند بحث مفصلی است اما گاهی کارهایی را می شنویم و می بینیم که آنقدر زشت و خفت بار است که افکار شیطانی هم شاید به آن به سمت نرود .چندی پیش پرونده ای برای رسیدگی در دادگاه تجدید نظر مطرح شد شرح ما وقع آن جالب است چون نکات مختلفی هم از حیث اجتماعی و حقوقی مطرح بود احساس کردم انتقال و بیان آن می تواند در آگاه سازی موثر باشد . قضیه از این قرار بود زوج شهرستانی که به تازگی ازدواج کرده بودند برای امرار معاش به یکی از حواشی تهران نقل مکان نموده بودند شرایط اقتصادیشان ایجاب کرده بود آپارتمان کوچکی را در یکی از محلات اجاره کنند صاحبخانه پیر مردی بود که با پسر مجردش زندگی می کرد پسر چندین ماه بود که متارکه کرده بود و در طبقه بالای واحدی که به اجاره داده بودن زندگی می کردن ظاهر شان انسان های موجهی بودن ، پدر که بازنشسته و با کهولت سنی غالبا در استراحت بود و پسر شاغل در یکی از شرکت های تهران اهالی محل هم از متانت و اخلاق خوب پسر صاحبخانه می گفتن که آزارش تا حال به کسی نرسیده است به هر شکل فضای خوبی بود که بتوان به این خانواده اعتماد کرد قرار داد اجاره که بسته شد مرد اسباب و اثاثیه را از شهرستان به خانه جدید منتقل کرد برای همسر جوانش که برای اولین بار به تهران آمده بود شرایط خیلی سخت بود در هر حال زن و شوهری که تازه ازدواج کرده بودن مجبور شدن در شهر غریب به تنهایی زندگی کنند .داماد جوان مجبور بود برای ارتزاق صبح زود بلند شود و به میدان تره بار برای کار برود ، چند ماهی گذشت تا اینکه یک روز زن جوان متوجه نوری ضعیف از شبکه کولر می شود ابتدا توجه نمی کند و فکر می کند در دیدش خطایی ایجاد شده بود دوباره نور را می بیند این بار همسرش را صدا می کند همسر سرآسیمه به اتاق می آید و به محض اینکه نور را می بیند شبکه کولر را بر می دارد .نور از دوربینی بود که به طور حرفه ای در شبکه کولر جاسازی شده بود . مرد خانه به محض رویت دوربین با پلیس ۱۱۰ تماس می گیرد و مامورین با حضور در منزل اقدام به بررسی نموده و متوجه می شوند دوربین به طبقه دوم ساختمان جایی که صاحبخانه و پسرش در آن زندگی می کنند وصل است به هر صورت با شکایت شاکی و با کسب دستور قضایی ورود به منزل صاحبخانه انجام شده و مشخص می گردد که دوربین به سیستم وصل بوده و تمام تصاویر ضبطی در هارد کامپیوتر ذخیره می شود و فرزند صاحبخانه در فرصت مناسب به تماشای آن می پردازد با دستگیری وی و انجام تحقیقات مشخص می شود که با تکثیر کلید درب ورودی که مغزی آن عوض نشده بود اقدام به باز کردن درب و نصب دوربین در کانال کولر نموده و فیلم های ضبطی در هارد سیستم را هر شب تماشا می کرد . هر چند که متهم در پرونده ابتدا منکر قضیه بود اما کشف تجهیزات و نحوه نصب و ورود به منزل مستاجر ، راهی جز اقرار را برای متهم باقی نگذاشت . اینکه چه انگیزه ای در پشت پرده بود برای دادسرا و محکمه احراز نشد ، مستاجر خانه در جایی از پرونده مدعی شده بود که هر شب بعد از فروش مبالغی رو نشمرده از محل کسب به منزل می آورده و زیر تختی می گذاشت که دقیقا رو به دوربین بوده و چند مدتی بود احساس می کرد مبالغی از آن کم می شود ابتدا شکش به همسرش بود و بعد از کشف دوربین و حضور پسر صاحبخانه حالا او را متهم به سرقت هم معرفی کرده هر چند که در این ادعا پسر صاحبخانه منکر این امر شده اما شاید بتوان ارتباطی بین سرقت و نصب دوربین برقرار کرد . از سوی دیگر نگرانی دیگر این زوج جوان از احتمال ضبط فیلم از حریم خصوصی اینها و پخش در شبکه ها و گروههای اجتماعی باشد که نگرانی این زوج را دو چندان نموده بود در این بین وکلای مدافع متهم با توجه به شرایط حاکم بر پرونده و اقرار متهم تنها راه حل را در ادعای جنون متهم دانسته و خواهان معرفی به پزشکی قانونی و به تبع آن سلب مسئولیت کیفری از موکل شدن امری که احراز و استناد به آن چندان برای دادگاه منطقی به نظر نمی رسید .به هر حال دادگاه محترم با توجه به مفاد کیفرخواست و ادله احصائی در آن و با رد دفاعیات وکلای مدافع رای بر محکومیت متهم صادر می نماید آنچه بیش از هر چیز در پرونده نمود داشت ساده لوحی و اعتماد بیش از حد زوج جوان زمینه بزه دیدگی را فراهم نموده بود. مسلم است بزهکاران امروز در انتخاب طعمه و ارتکاب اعمال مجرمانه خود آماج خود را غالبا از گروههای افراد ساده لوح انتخاب می کنند که خود بزه دیدگان به عنوان حلقه ای در تکامل جرم قرار می گیرند.انتهای پیام/